بر دوراهی مانده ام راهم کجاست

هر دو سو نور است نور کبریاست

یک طرف فریاد هل من ناصرا

هم ندای حق ز یک مرد خداست

زان طرف گوید منم یار ولی

مظهر عشق و نمادی از وفاست

بین دو بحر کرم استاده ام

هر دو سو دریایی از نور خداست

این مکان بین حرم بین دو نور

هر دو نورازجمله انوارالله است

یک طرف گویدحسینم من حسین

زاده زهرا و جدم مصطفاست

من برای دین حق جان داده ام

خون من احیاگر دین خداست

من ز جان و خانمان بگذشته ام

راه من راه و طریق انبیاست

راه من راه عدالت راه حق

شیوه مردان حق راه خداست

زان طرف عباس آن ماه عرب

می زند فریاد جانم بی بهاست

من که سربازم حسین فرمانده است

سر به فرمانش نهم او مقتداست

جان من قربان فرزند نبی

جان که در راه خدا باشد صفاست

اینکه سرگردان و حیران مانده است

عبد عاصی این غریبی روسیاهست