اول خرداد روز زاد من*

جمله یاران غافلند از یاد من
اول خرداد روز معدن است

روز معدن ر وزگار شاد من

معدن و معدنچی و معدن نشان

جملگی گویا که شد همزاد من
بس معادن کز منش آباد شد

لیک خالی گشته است از یاد من
سرب و روی، آهن و فسفات و سنگ

بیش از این معدن که شد از یاد من

ای دو صد بیداداز جور زمان

گشته ویران باغ سبز آباد من
کیست تا از ناکسان دادی ستد

داد معدن داد معدن داد من

گر شود آباد معدن در وطن

نو شود آن روزگار شاد من

*بنده متولد1/3/1339 هستم

رسم عاشقی

این است رسم عاشقی پروا کنی پر وا کنی

باید که بهر دیدنش چشمان دل وا کنی

خود را سراسر جان نما تا لایق جانان شوی

گم کن تمام خویش را تا بلکه خود پیدا کنی

از بند تن بگذر هم و از بند جان و مال و جا

باید سراسر اشک و خون تا عاشقی معنا کنی

باید به قربانگاه بری من را برای پیشکش

چون من بکشتی بعد از آن باشد که خود پیدا کنی

خواهی که چونان او شوی باید غریب من شوی

باید رقیب من شوی باید که من رسوا کنی

در آیینه او را ببین گر خود بدیدی بر حذر

چشمان ز اشک و خون دل باید همه دریا کنی

گر عاقلی دیوانه شو از علم و دانش در گذر

از نامه ها و خامه ها باید که تش برپا کنی

از گفت وگو دوری­گزین کرشو­سخن­کمتر­شنو

باید برای دیدنش چشمان سر اعما کنی

چونان غریبی در میان با مردمان بی مردمان

گر جلوه ای خواهی از او باید که دل صحراکنی