بر ستیغ سربلند قله ها

می تراود نرم نرمک نور ماه

پلک بر هم می زنم تا پر شود

چشمایم از زلال نور ماه

نیم صورت مانده اندر پشت کوه

سر برآورده است اکنون نیم ماه

لرزش مهتاب اندر آب حوض

رقص نور و رنگ در آیینه ها

پر شود از لذتی زیبا دلم

چونکه کامل می نماید قرص ماه

از خوشی لبریز می گردد غریب

غصه دارم از غروب قرص ماه